• شماره ركورد
    1364021
  • عنوان مقاله

    زمينه‌هاي ظهور و تكوين انسان‌شناسي تفسيري

  • پديد آورندگان

    زرواني ، مجتبي دانشگاه تهران - دانشكدۀ الهيات و معارف اسلامي - گروه اديان و عرفان تطبيقي , زارعي ، سميه دانشگاه تهران - دانشكدۀ الهيات و معارف اسلامي - گروه اديان و عرفان تطبيقي

  • از صفحه
    505
  • تا صفحه
    526
  • كليدواژه
    انسان‌شناسي تفسيري , بستر شكل‌گيري انسان‌شناسي تفسيري , معنا , روش ميداني , فرهنگ
  • چكيده فارسي
    مقالۀ حاضر به زمينه‌هاي شكل‌گيري انسان‌شناسي تفسيري و سهم هر يك از زمينه‌ها در شكل‌گيري و بسط انسان‌شناسي تفسيري اختصاص يافته و ضمن نظر بر سير تاريخي انسان‌شناسي به تبيين چيستي انسان‌شناسي تفسيري پرداخته‌است. روش اين نوشتار مبتني بر رويكرد توصيفي ـ تحليلي و در مواردي تحليل محتوا است. انسان‌شناسي تفسيري يا نمادين از شاخه‌هاي انسان‌شناسي فرهنگي آمريكايي است كه در قرن بيستم در آمريكا پا به عرصه ظهور گذاشت و به لحاظ روش، كاملاً متمايز از انسان‌شناسي قرن هجدهم و نوزدهم بوده و تأكيد و توجه ويژه‌اي بر مقولۀ فرهنگ دارد. در اين رويكرد چنين تبيين مي‌گردد كه فرهنگ در هر جامعه‌اي، مجموعه‌اي از معاني است كه مي‌توان آن را با بررسي نمادهاي حاكم بر جامعه شناخت. مقالۀ حاضر با اشاره به آراء و آثار دو شخصيت برجستۀ اين حوزه، يعني كليفورد گيرتز و ويكتور ترنر، زمينه‌هاي مورد نظر را مطالعه كرده و به‌تفصيل نشان مي‌دهد كه اهم زمينه‌هاي شكل‌گيري اين رويكرد عبارت‌اند از: 1. نقد و عبور از تطورگرايي و نگاه تاريخي، 2. عبور از كاركردگرايي، 3. عبور از ساختارگرايي، 4. تبلور و تأكيد بر مفهوم خاصي از فرهنگ در بررسي‌هاي انساني، 5. تبلور و تأكيد بر تحقيق ميداني و استفاده از روش مشاهدۀ مشاركتي، و). ظهور رويكرد فرهنگ و شخصيت در بررسي‌هاي انسان‌شناختي و مطالعات دين‌شناختي.
  • عنوان نشريه
    اديان و عرفان- دانشگاه تهران
  • عنوان نشريه
    اديان و عرفان- دانشگاه تهران