• شماره ركورد
    1365693
  • عنوان مقاله

    مبناگرايي كلاسيك و ساختار توجيه دانش تاريخي

  • پديد آورندگان

    موسوي سياني ، سعيد دانشگاه شهيد چمران اهواز - گروه تاريخ

  • از صفحه
    77
  • تا صفحه
    95
  • كليدواژه
    مبناگرايي كلاسيك , ساختار توجيه دانش تاريخي , تبيين تاريخي , نظريه برساختي تاريخ
  • چكيده فارسي
    نقش مطالعات تاريخي در تنظيم مناسبات اجتماعي و برساخت نظم گفتماني جوامع، پرسش از مباني اعتبار دانش تاريخي را ضروري و انديشه‌وران را به ارزيابيِ منطقِ تفكرِ تاريخي در پرتو ضوابط معرفت‌شناسانه رهنمون كرده است. «مبناگرايي كلاسيك» يكي از اين ضوابط معرفت‌شناسانه است كه گروهي از انديشمندان غربي و فيلسوفان مسلمان معاصر جهت اعتبارسنجي حوزه‌هاي معرفتي تجويز مي‌نمايند. مبناگرايي كلاسيك با اين ادعا كه توجيه هر ادعاي معرفتي مستلزم دسترسي به باورهاي پايه‌ خطاناپذير و استنتاج قياسي باورهاي غيرپايه از باورهاي پايه است، شروط سخت‌گيرانه‌اي را تجويز مي‌كند كه دانش تاريخي توان برآورده كردن آن را ندارد. عدم‌دسترسي مستقيم مورخ به كنش‌هاي انساني در گذشته، آميختگي شواهد تاريخي با ذهنيت مورخان، دشواري فهم عيني شواهد مكتوب و توجيه گزاره‌هاي تاريخي با ارجاع به منابع خطاپذيري همچون گواهي و حافظه موانعي است كه اجازه توليد گزاره‌هاي پايه‌ خطاناپذير در ساحت بازشناسي واقعيت‌هاي تاريخي را نمي‌دهد. ازسوي‌ديگر، نابسندگي تلاش‌هاي مورخان براي گذر از مسئله اذهان ديگر و همچنين، ناتواني آنها در توجيه خطاناپذيري فرضيه‌هاي جهان‌شمول موانعي است كه اجازه توليد باورهاي پايه‌ خطاناپذير در ساحت تبيين تاريخي را نمي‌دهد. با استناد به اين دلايل است كه نگارنده مبناگرايي كلاسيك را نظريه مناسبي براي ترسيم ساختار توجيه دانش تاريخي نمي‌انگارد و بر آن است كه ساختار توجيه دانش تاريخي را بايد براساس ظرفيت‌هاي مطالعات تاريخي ترسيم نمود.
  • عنوان نشريه
    روش شناسي علوم انساني
  • عنوان نشريه
    روش شناسي علوم انساني