شماره ركورد
1366549
عنوان مقاله
زايش توأم «جزء و كل» از درون يكديگر در فرآيند طراحي معماري با استفاده از نظريهي فلسفي «بسيطالحقيقه» صدرايي
پديد آورندگان
ايزدپور ، ابوذر دانشگاه آزاد اسلامي واحد شيراز - دانشكدهي هنر و معماري - گروه معماري , حمزهنژاد ، مهدي دانشگاه علم و صنعت ايران - دانشكدهي معماري و شهرسازي , نصر ، طاهره دانشگاه آزاد اسلامي واحد شيراز - دانشكدهي هنر و معماري - گروه معماري , اخگر ، محمدعلي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شيراز - دانشكدهي علوم انساني - گروه معارف
از صفحه
70
تا صفحه
89
كليدواژه
جزء , كل , فرآيند طراحيمعماري , بسيطالحقيقهي صدرايي
چكيده فارسي
در سه دههي اخير مطالعات گستردهاي در فرآيند طراحي صورت گرفته است و در برخي از آنها، مطالعات ميان رشتهاي با نگاهي روانشناسانه يا فلسفي به اين فرآيند ديده ميشود. در ايران هم نمونههاي اندكي از نگاه فلسفي به فرآيند طراحي وجود دارد. يكي از نگرشهاي مهم در نگرشهاي جهاني و ايراني كه ريشهي فلسفي قوي نيز در انديشهي غربي دارد؛ نگرش دوگانهگرا و فرآيند تكامل طرح از طريق نوسان دوگانههاست. اين تحقيق با مبنا قراردادن فلسفهي صدرايي سعي دارد تأثير اين فلسفه را در تعريف اين فرآيند روشن نمايد. هدف اين تحقيق كاربردي است و قصد دارد نتايجي سازگار با مباني فلسفي؛ و اميدبخش براي بهرهي بيشترْ طراحانه؛ در اختيار طراحان قرار دهد. روش تحقيق استدلالي- تحليلي بر مبناي قواعد فلسفي است كه ابتدا مروري بر فرآيندهاي طراحي معماري موجود و استخراج مؤلفههاي مربوطه داشته و بعد از آن طي بررسي و قياسهاي بدست آمده از فرآيندهاي موجود، دوگانههاي نهفته در دل نظريات مختلف نيز استخراج گشتهاند كه عبارتند از: «شناختضمني- شناختعلمي»؛ «ناخودآگاهي- خودآگاهي»؛ «واگرايي- همگرايي»؛ «جعبهسياه- جعبهشفاف»؛ و «نظريههاي هنجاري- اثباتي»؛ كه هركدام نقش مهمي در ايجاد ميدان لازم جهت شكلگيري فرآيند طراحي دارند. اين دوگانهها تحت نظريههاي فلسفي ساختارگرايي يا ساختارشكني و با ريشهي كهنترِ ديالكتيك هگلي شكل گرفتهاند و گاه نگاههاي روانشناسانهي عميق همچون «خودآگاه» و «ناخودآگاه» هم در آن نقش دارند. پژوهش حاضر همهي دوگانهها را تحت لواي دو مؤلفهي عامتر، با تعبيرِ زايش توأمِ «جزء و كل» از درون يكديگر برخواسته از قاعدهي بسيطالحقيقهي صدرايي، تعريف ميكند. نتيجه پژوهش حاكي از آن است كه اين دوگانه ماحصل تجارب نسل اول و سوم فرآيند طراحياند و هر شقِّ آن در مقطعي از مقاطع مختلف طراحي كاربرد داشته و لذا ميتوان از هر دو توأمان در فرآيند طراحي و شكلگيري طرح بهره برد. بر اين اساس، هر مؤلفهي معماري در هر بخش از مراحل طراحي، از دو جنبهي متفاوت قابل بررسي و شناخت ميشود و در راستاي هدف اين پژوهش ميتواند بر فرآيندهاي طراحي معماري كنوني مؤثر باشد: ۱. از آن جنبه كه جزء بوده، به خود نگريسته، تَعَيُّن يافته و در كثرت است؛ ۲. از آن جنبه كه كل بوده، به بسيط خود (وراي خود) نظر افكنده و به وحدت ميگرايد. نوآوري اين تحقيق، مسيريابيِ تعريفِ «كل از دل جزء» و «جزء از دل كل» است كه بهنظر ميرسد ميتواند مسيرهاي لازم و ارزشمندي براي فرآيند طراحي ايجاد نمايد كه نويدبخش نگاه جامع بين سه نسل قبل از فرآيند طراحي معماري؛ و تعريفگر نسل چهارم باشد.
عنوان نشريه
پژوهشهاي معماري اسلامي
عنوان نشريه
پژوهشهاي معماري اسلامي
لينک به اين مدرک