• شماره ركورد
    1370261
  • عنوان مقاله

    سره‌گرايي: كوششي ذوقي يا واكنشي اجتماعي؟

  • پديد آورندگان

    جلالي پندري ، يداللّه دانشگاه يزد - دانشكدۀ زبان و ادبيّات فارسي - گروه زبان و ادبيّات فارسي

  • از صفحه
    22
  • تا صفحه
    36
  • كليدواژه
    فارسي سره , سره‌گرايي , زبان و ملّي‌گرايي , تفنّن ادبي
  • چكيده فارسي
    همان‌گونه كه جوامع انساني در تعامل با هم قرار مي‌گيرند، زبان انسان‌ها نيز در چنين تعاملاتي وارد مي‌شود؛ به‌گونه‌اي كه كمتر زباني را مي‌توان زبان خالص (سَره) و بدون واژه‌هاي وام‌گرفته از ديگر زبان‌ها دانست. امّا در گذر ايّام گاهي برخي از اهل زبان، با انديشهٔ بيرون راندن واژه‌هاي بيگانه، دست به كوشش‌هايي مي‌زنند. با نگاهي به سير تحوّل سَره‌گرايي در ايران، معلوم مي‌شود اين كوشش‌ها در ميان فارسي‌زبانان از دو جريان سرچشمه گرفته است: يكي كوشش‌هاي ذوقي شاعران و نويسندگان و ديگري واكنش‌هاي اجتماعي اهل زبان كه خود را از طريق اشعار و نوشته‌هاي شاعران و نويسندگان يا نام‌گذاري‌ها نشان داده است.كوشش‌هاي ذوقي شاعران و نويسندگان را در گرايش به فارسي خالص با دو انگيزه مي‌توان در نظر گرفت: نخست، كوشش‌هايي كه در آن‌ها نوعي اجبار و الزام هست و ديگر كوشش‌هايي كه از سر اختيار صورت گرفته است. در نوع اوّل، التزام مترجمان قرآن براي يافتن معادل دقيق واژه‌هاي قرآني ديده مي‌شود و در نوع دوم، كوشش براي به كار گرفتن زبان فارسي خالص (سره) در متني همچون شاهنامه براي رعايت تناسب زبان با محتواي كتاب به چشم مي‌خورَد. در حوزهٔ كوشش‌هاي ذوقي مي‌توان تفنّن‌هاي ادبي شاعران و نويسندگان را نيز منظور داشت، يعني كوشش‌هايي كه براي ايجاد آشنايي‌زدايي در متون ادبي به كار مي‌رفته است. امّا واكنش‌هاي اجتماعي در دورهٔ مشروطه و در دورهٔ پهلويِ اوّل با انديشه‌هاي ملّي‌گرايانهٔ افراطي آميخته است كه در اين نوشته به اين جريان‌ها، چه در قالب كوشش چه در قالب واكنش، پرداخته مي‌شود.
  • عنوان نشريه
    نامه فرهنگستان
  • عنوان نشريه
    نامه فرهنگستان