• شماره ركورد
    1370496
  • عنوان مقاله

    رابطۀ منِ استعلايي با زمان در انديشه كانت

  • پديد آورندگان

    ميرموسي ، نيره سادات دانشگاه شهيد بهشتي - گروه فلسفه

  • از صفحه
    163
  • تا صفحه
    187
  • كليدواژه
    من استعلايي , زمان , استمرار , تركيب , قياسات تجربه , كانت
  • چكيده فارسي
    در نظر كانت، تركيبْ ساختاري زمانمند دارد. اما منِ استعلايي، كه بنيادِ زمانمندي تركيب است، بيرون از زمان است. در قياسات تجربه، منِ استعلايي در هيچ يك از حالات زمان (استمرار، توالي و هم‌زماني) قرار نمي‌گيرد. منِ استعلايي چگونه مي‌تواند مبناي حكم تركيبي باشد و در عين حال بيرون از زمان قرار گيرد؟ در اين مقاله كوشش شده است تا با بررسي بحث تركيب و همچنين قياسات تجربه، نشان دهيم كه در زمان نبودنِ منِ استعلايي به معناي قطع پيوند با زمان نيست، زيرا عدم پيوند با زمانْ استعلايي بودنِ من يا سوژۀ شناسا را در فلسفۀ كانت بي‌معنا خواهد كرد. بنابراين، منِ استعلايي، اگرچه «در» زمان نيست، اما همواره «با» زمان است. «با» زمان بودن به معناي اين است كه سوژه، به مثابۀ خودانگيختگي محض، برابربودگي را به واسطۀ زمان وضع مي‌كند. زيرا فقط در اين برابربودگي يعني تعيّن‌يافتگي در زمان است كه وجود پديدارها و در نتيجه شناخت عيني آنها ممكن مي‌شود. بنابراين، سوژۀ استعلايي به نحو پيشيني با اعطاي زمان (زمان به مثابۀ قاعدۀ شهود) به خود بر خود تأثير مي‌گذارد. بدين معنا، سوژۀ استعلايي، در عينِ خودانگيختگيِ محض، منفعل از زمان و در نتيجه متناهي است. اين تناهي، به مثابۀ معيت دائمي با زمان، تضمين‌كنندۀ استعلاي سوژه است.
  • عنوان نشريه
    پژوهشهاي فلسفي كلامي
  • عنوان نشريه
    پژوهشهاي فلسفي كلامي