• شماره ركورد
    1373141
  • عنوان مقاله

    معناكاوي پرفورمنس‌آرت‌هاي غيرتكنولوژيك هنرمندان ايراني مقيم امريكا بر مبناي ديدگاه ژوليا كريستوا (دو دهه اول قرن بيست و يك ميلادي)

  • پديد آورندگان

    فلاحي ، شيوا دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات , رضازاده سراسكانرود ، طاهر دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات - گروه هنر

  • از صفحه
    23
  • تا صفحه
    39
  • كليدواژه
    هنرمندان ايراني‌تبار امريكا , پرفورمنس‌آرت , بينامتنيت , ژوليا كريستوا , قرن‌بيست‌و‌يكم
  • چكيده فارسي
    كريستوا متن را فرآيندي از برهم‌كنش سوژه‌ها و متن‌ها مي‌داند، كه با ترانهادگي امور نمادين معاني تازه و بي‌پايان مي‌آفريند. هنرمندانِ ايراني مقيم امريكا، با موقعيت ترافرهنگي، در متن پرفورمنس‌آرت‌هاي خود حضور مي‌يابند، ابژه‌ها، متن‌ها و امور نمادين را به شيوه ديگرگون به‌كار مي‌برند، معناهاي پيشين را به پرسش كشيده و معاني تازه خلق مي‌كنند. در پژوهش حاضر، بر آن دسته از اجراها تمركز مي‌كنيم كه سوژه‌ي هنرمند با استفاده از ابژه‌هاي روزمره و غيرتكنولوژيك در متن حضور مي‌يابد و به اين سؤالات پاسخ مي‌دهيم كه هنرمند چگونه از عناصر و عوامل به‌كاررفته، ازجمله بدن، زبان، كنش و ابژه‌ها درراستاي بيان دغدغه‌هاي خويش بهره مي‌برد و نقش هركدام از اين عوامل در ترانهادگي امور نمادين برگرفته از دو جامعه‌ي مبدأ و ميزبان و ايجاد بينامتنيت برآمده از وضعيت مرزي او چيست؟ هدف از انجام اين پژوهش شناسايي موضع هنرمندان ايراني‌تبار مقيم امريكا در ارتباط با امور نمادين موطن و سرزمين ميزبان و درك فضاي آستانه‌اي هنر آنان، به‌عنوان هنرمندان ايراني و عضوي از جامعه مهاجران حاضر در عرصه بين‌الملل است. روش تحقيق در اين مطالعه توصيفي‑ تحليلي است و مطالب به شيوه‌ي كتابخانه‌اي گردآوري شده است. بدين‌صورت كه برمبناي رويكرد بينامتني و شيوه‌ي معناكاوي ژوليا كريستوا، هم‌چنين، آراي وي درزمينه‌ي تشريح وضعيت آستانه‌اي مهاجران، به تحليل و تفسير چند نمونه از اجراها، در دو دسته زبان‑ محور و كنش‑ محور مي‌پردازيم. يافته‌هاي تحقيق نشان مي‌دهد كه در اجراهاي زبان‑ محور، نسبي بودن قدرت زبان در برقراري ارتباط مطرح مي‌شود و سوژه «ديگري» است كه امور نمادين را در قالب ابژه‌ها و رخدادها به شيوه‌اي معنازا عرضه مي‌كند. در اجراهاي كنش‑ محور اما، اگرچه سوژه از چاره‌جويي زباني طفره مي‌رود، اما ناچار از به‌كارگيري امور نمادين در قالب كنش است. هم‌چنين، جسم يادآور وجه تنانه «كورا» است و ابژه‌ها وجوهي نمادين مي‌يابند، كه به محدوديت‌ها و سركوب‌هاي جمعي اشاره مي‌كنند.
  • عنوان نشريه
    نامه هنرهاي نمايشي و موسيقي
  • عنوان نشريه
    نامه هنرهاي نمايشي و موسيقي