شماره ركورد
1375316
عنوان مقاله
بررسي «درختي كه از اورفئوس ميگويد» سرودهي دنيس لورتوف از منظر فلسفهي طبيعت موريس مرلوپونتي
پديد آورندگان
اعرابي ، بهاره دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي - دانشكده زبانهاي خارجي - گروه زبان و ادبيات انگليسي , شريف ، نگار دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي - دانشكده زبانهاي خارجي - گروه زبان و ادبيات انگليسي
از صفحه
37
تا صفحه
61
كليدواژه
پديدارشناسي بومگرايي , مرلوپونتي , كياسم , ادراك بدنمند , برگشتپذيري گوشت
چكيده فارسي
پژوهش حاضر به خوانشِ مورديِ شعر «درختي كه از ارفئوس ميگويد» سرودهي دنيس لورتوف، از شاعران پيشروي قرن بيست، در پرتو «پديدارشناسي بومگرايي» ميپردازد. اين گرايش نسبتاً جديد حوزهي نقد ادبي كه محل تلاقي فلسفه و بومشناسي است، با تشويق به بازنگري در باورهاي سنتي فلسفهي غرب در باب طبيعت، مسائل زيستمحيطي را از منظر پديدارشناسي بررسي ميكند. عليرغم اينكه توسعهي صنعتي و رشد پرشتاب اقتصادي ايالات متحدهي آمريكا در اواسط قرن بيستم، مفهوم طبيعت را به حاشيه راند، ليكن، آثار ادبي اين دوره، گاهاً آگاهانه يا ناآگاهانه، با اين رويكرد به مخالفت برخاسته و بومآگاهي و دغدغههاي زيستمحيطي را ترويج نمودهاند. در اينجا شعر «درختي كه از اورفئوس ميگويد» (1968) از منظر پديدارشناسي بومگرايي موريس مرلوپونتي مورد بررسي قرار ميگيرد. اين مقاله با نقد انفصال دكارتي سوژه از ابژه و تفكّر انسانمحور منتج از آن، به يكي از نظريات كليدي فلسفهي تجربهگراي مرلوپونتي با عنوان «كياسم» يا همان مشاركت دوجانبه و بدنمند سوژه و ابژه در لحظهي ادراك، تأسّي كرده تا بومآگاهي تنيده در اين شعر را كه برگرفته از درونپيوستگي متقابل و همپيوندي بدنمند انسان و طبيعت است و زير سايهي تحليلهاي سياسي و معنوي اين اثر پنهان مانده، به منصهي ظهور رساند و از اين منظر بر ادراك كلنگر، غير سلسله مراتبي، غيرتقليلگرايانه و نهايتاً غيرانسانمحور لورتوف—در تضاد با پارادايم تفكيكگراي قرن بيست—صحه گذارد. اين شعر كه سرشار از ادراكات حسي است، با استفاده از تكنيكهاي متني و ساختاري مؤثر در تقليل انسانمحوري، خواننده را به مطالعهي پديدارشناختي بومگرايانهي خويش ترغيب مينمايد. اين مطالعه با شيوهي توصيفي تحليلي و كتابخانهاي، گفتمان جديدي را در اين شعر ارائه ميدهد.
عنوان نشريه
نقد زبان و ادبيات خارجي
عنوان نشريه
نقد زبان و ادبيات خارجي
لينک به اين مدرک