شماره ركورد
1380830
عنوان مقاله
موانع حق بر شهر معلولان جسمي - حركتي شهر تهران
پديد آورندگان
فلاحي گيلان ، روح الله دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات , پروين ، ستار دانشگاه علامه طباطبائي - دانشكدۀ علوم اجتماعي - گروه مددكاري اجتماعي , كلدي ، عليرضا دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
از صفحه
124
تا صفحه
143
كليدواژه
بهسازي فضاي شهري , تبعيض , تخصيص فضا , حق بر شهر , معلولان جسمي ـ حركتي , مناسبسازي زيرساختها
چكيده فارسي
مقدمه افراد داراي معلوليت به عنوان بزرگترين اقليت جهاني با چالشهاي متعددي در زمينۀ دسترسي به حقوق برابر، بهويژه «حق بر شهر»، مواجه هستند. اين مقاله با تمركز بر شهر تهران، به بررسي موانع مختلفي كه افراد داراي معلوليت در استفاده از فضاها و خدمات شهري با آن روبهرو هستند، ميپردازد. موانع فيزيكي، مانند عدم مناسبسازي معابر، موانع اجتماعي نظير نگرشهاي تبعيضآميز و موانع اقتصادي و فرهنگي، اين افراد را از بهرهمندي كامل از حقوق شهروندي خود محروم ميكنند. با مرور نظريات اجتماعي از جمله نظريۀ مدل اجتماعي معلوليت و مفهوم «حق بر شهر» هانري لوفور، اين مقاله بر اهميت طراحي فضاهاي شهري عادلانه و مشاركت همۀ شهروندان، از جمله افراد معلول، در تصميمگيريهاي شهري تأكيد دارد. هدف اصلي، تبيين ضرورت ايجاد شهري فراگير است كه در آن تمامي شهروندان، فارغ از تواناييهاي جسمي، از حقوق و امكانات يكسان بهرهمند شوند.مواد و روشهااين مقاله از يك رويكرد تركيبي استفاده ميكند و در دو مرحله به جمعآوري و تحليل دادهها ميپردازد.مرحلۀ اول: جمعآوري و تحليل دادههاي كيفي با استفاده از روش مصاحبه عميق انجام شده است. مشاركتكنندگان بر اساس روش نمونهگيري هدفمند انتخاب شدند و جامعۀ آماري شامل نخبگان، صاحبنظران علمي و اجرايي و جامعۀ معلولان شهر تهران است. در مجموع، ۲۷ مصاحبۀ عميق شامل ۱۳ مصاحبه با نخبگان و ۱۴ مصاحبه با معلولان انجام شده است. براي تجزيهوتحليل دادهها از تكنيك تحليل مضمون استفاده شد كه شامل پنج مرحله است: استخراج و كدگذاري اوليه، سازماندهي كدها، بازبيني و پالايش مضمونها، تعريف و نامگذاري مضمونها و در نهايت تهيۀ گزارشي جامع از تحليلها و داستان كلي دادهها. پايايي مصاحبهها از طريق پايايي بازآزمايي و توافق درونموضوعي ارزيابي شد كه نشاندهندۀ قابليت اعتماد كدگذاريها بود.مرحلۀ دوم: در اين مرحله، پرسشنامهاي با ۶۵ گويه طراحي شد كه ۶۰ گويه براي سنجش متغيرهاي مستقل و ۵ گويه براي متغير وابسته «حق به شهر معلولان» بود. گويهها با مقياس ليكرت ۱۰ درجهاي ارزيابي شدند. جامعۀ آماري شامل ۱۹۳,۸۷۳ نفر معلول ساكن تهران در سال ۱۳۹۸ بود كه با استفاده از فرمول كوكران، حجم نمونه ۳۸۴ نفر تعيين شد و نمونهگيري به روش طبقهاي متناسب انجام شد. پرسشنامه با روايي صوري و محتوايي توسط اساتيد تأييد و ضريب آلفاي كرونباخ براي كل پرسشنامه 0/75 محاسبه شد كه نشاندهندۀ پايايي قابل قبول آن است. يافتههايافتههاي كيفي پژوهش نشان ميدهد معلولان در شهر تهران با موانع متعدد و گاه متداخل مواجه هستند كه هر يك از اين موانع ميتواند تأثيرات منفي متعددي بر زندگي آنان داشته باشد. اين موانع ممكن است باعث محدوديت در تردد و مشاركت معلولان در جامعه و احساس طرد و تنهايي و عدم دسترسي به حقوق و خدمات ضروري شود. تلاشهاي نهادهاي متولي معلولان در ايران براي رفع اين موانع قابل توجه است، اما هنوز كافي نبوده و نتوانستهاند به طور كامل اين گروه را در جامعه ادغام كنند. نتايج مصاحبهها پس از تحليل مضمون به چهار مضمون اصلي منجر شد:شهر فراگير و همهشمول: معلولان حق برخورداري از زندگي مستقل و فرصتهاي برابر دارند، اما موانع متعددي همچون عدم مناسبسازي فضاهاي شهري مانع حضور آنها در جامعه ميشود. در ايران، اگرچه قوانين متعددي براي بهسازي اين فضاها وجود دارد، اما مناسبسازي به صورت پراكنده و بدون برنامهريزي منسجم اجرا ميشود. مشكلاتي نظير نبود پلههاي برقي، تابلوهاي راهنما، و مسيرهاي مناسب، و همچنين عدم دسترسي به حملونقل مناسب، تأثير منفي بر كيفيت زندگي معلولان دارد. نارضايتي از كارآمدي نهادهاي مسئول مانند شهرداري و عدم توجه به استانداردهاي مناسبسازي، موجب كاهش اعتماد اجتماعي و مشاركت معلولان در فعاليتهاي اجتماعي ميشود. اين وضعيت ميتواند به انزوا، احساس بيقدرتي و افزايش استرس و نگراني در افراد داراي معلوليت منجر شود، كه بر سلامت روان و رفاه اجتماعي آنها تأثير ميگذارد.حق اختصاص دادن فضا به معلولان: اين مضمون شامل كنترل و مالكيت، سهم فيزيكي، امنيت، سرزندگي و ارتباطات شهري است. نتايج پژوهش نشان ميدهد اين افراد به اندازۀ ساير شهروندان از فرصتهاي تفريحي و فرهنگي برخوردار نيستند، كه اين امر ميتواند به احساس طرد و نااميدي منجر شود. دلايل اصلي اين مشكل شامل عدم سازگاري فضاهاي تفريحي با نيازهاي معلولان، عدم آگاهي از فرصتها، و هزينههاي زياد است. كمبود زيرساختهاي مناسب، مشكلات اقتصادي مانند عدم مالكيت مسكن و خودرو، و تبعيض در بازار كار نيز چالشهاي جدي براي معلولان ايجاد ميكند. اين وضعيت به انزواي اجتماعي و كاهش كيفيت زندگي آنها منجر ميشود. همچنين، فقدان امنيت در فضاهاي عمومي به افزايش استرس و اضطراب در معلولان منجر ميشود، كه كيفيت زندگي آنها را به طور قابل توجهي كاهش ميدهد.شهروندي فعال: يكي از موانع مهم مشاركت معلولان در فعاليتهاي شهري، عدم مشاركت آنان در تصميمگيريهاي شهري است. معلولان به دليل ناتوانيهاي خود از فرصتهاي مشاركت در تصميمگيريها محروم هستند و اين موضوع نيازها و خواستههاي آنان را ناديده ميگيرد. يافتهها نشان ميدهد عدم آگاهي معلولان از حقوق خود، نبود فرهنگ مشاركت در تصميمگيريها و وجود موانع فيزيكي، اجتماعي و فرهنگي، از جمله دلايل عدم مشاركت آنان در تصميمگيريهاي شهري است. همچنين، بياعتمادي معلولان به ساختارهاي اجتماعي و نهادها به دليل تجربيات منفي و عدم اقدام مؤثر آنان، ميتواند مشكلات بيشتري ايجاد كند. حملونقل عمومي براي همه: اين مضمون به مناسبسازي حملونقل عمومي براي معلولان اشاره دارد و شامل مناسبسازي مترو، اتوبوس و تاكسي ميشود. يافتهها نشان ميدهد مشكلات فيزيكي و عدم دسترسي به حملونقل عمومي مناسب، تأثير منفي بر كيفيت زندگي معلولان دارد و موجب افزايش وابستگي آنان به ديگران ميشود. به طور كلي، اين يافتهها نشان ميدهد موانع مختلف، بهويژه در زمينۀ مناسبسازي فضاهاي شهري، دسترسي به خدمات و مشاركت در تصميمگيريها، به كاهش كيفيت زندگي و احساس امنيت معلولان منجر ميشود و نياز به توجه و اقدامات جدي براي رفع اين مشكلات و افزايش مشاركت آنان در جامعه را نشان ميدهد.نتيجهگيرينتايج اين پژوهش نشان ميدهد معلولان جسمي ـ حركتي در تهران با مشكلات جدي مواجهاند كه تأثيرات منفي بر كيفيت زندگي و مشاركت اجتماعي آنان دارد. يافتهها نشان ميدهد عدم مناسبسازي فضاهاي شهري، نابرابريهاي اجتماعي و فضايي را تشديد ميكند و اين نابرابريها بهويژه در فضاهاي عمومي كه بايد محلي براي برابري و تعامل اجتماعي باشند، بيشتر نمايان ميشود. عدم دسترسي مساوي به اين فضاها موجب نقض عدالت اجتماعي و محروميت معلولان از فرصتهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ميشود. اين وضعيت نهتنها محدوديتهاي فيزيكي را به همراه دارد، بلكه تأثيرات رواني نظير كاهش عزتنفس و افزايش استرس را نيز به دنبال دارد. پژوهش بهخوبي نشان ميدهد عدم بهسازي فضاهاي شهري، قدرت و كنترل را از معلولان سلب ميكند. از ديدگاه جامعهشناسي، اين وضعيت نابرابري ساختاري و اجتماعي را نمايان ميسازد كه معلولان با آن مواجهاند. هنگامي كه فضاهاي عمومي به طور مناسب طراحي نشدهاند، اين گروه به طور سيستماتيك از مشاركت در زندگي اجتماعي محروم ميشود و اين محروميت به معناي ناتواني در استفاده از زيرساختهاي فيزيكي و محدوديت در دسترسي به فرصتهاي اجتماعي و اقتصادي است. پژوهش بر اساس تئوري مبارزه براي فضا كه توسط ميچل مطرحشده، به تحليل چگونگي شكلگيري و دسترسي به فضاهاي شهري و اجتماعي از طريق روابط قدرت و تضاد منافع ميپردازد. بر اين اساس، فضاها بههيچوجه بيطرف نيستند، بلكه عرصهاي براي مبارزههاي اجتماعي و اقتصادي هستند. در اين زمينه، معلولان با موانع پيچيدهاي مواجه هستند كه نشاندهندۀ نوعي «مبارزه براي فضا» است. بهسازي فضاهاي شهري نهتنها از جنبۀ فيزيكي، بلكه به عنوان يك ضرورت اجتماعي براي ارتقاي برابري و عدالت در جامعه مطرح است. ايجاد محيطهاي شهري دسترسپذير ميتواند به تقويت هويت اجتماعي معلولان، افزايش اعتمادبهنفس و فراهم آوردن زمينهاي براي مشاركت فعال آنان در جامعه كمك كند. يافتهها همچنين تحليل عميقي از چالشهاي اساسي و نيازهاي معلولان در خصوص حق اختصاص دادن فضا به آنان (كنترل و مالكيت، سهم فيزيكي، و ارتباط شهري و امنيت) ارائه ميدهد. مشكلات موجود نمايانگر نابرابريهاي ساختاري و سيستماتيك در فضاهاي شهري هستند كه بر كيفيت زندگي و مشاركت اجتماعي معلولان تأثير ميگذارند. از جمله اين مشكلات ميتوان به فقدان زيرساختهاي مناسب، عدم دسترسي به امكانات تفريحي و فرهنگي، و نبود برنامههاي حمايتي در بازار مسكن و خودرو اشاره كرد. عدم مالكيت مسكن و خودرو و مشكلات اقتصادي ناشي از آن به چالشهاي عميق اجتماعي و اقتصادي براي معلولان دامن ميزند. اين ناتواني در خريد يا اجارۀ مسكن مناسب و هزينههاي زياد براي نگهداري از خودرو، به شرايط اقتصادي دشواري براي آنها منجر ميشود. تبعيضهاي موجود در بازار اجاره و كار، بهويژه در زمينههاي اشتغال پايدار و دسترسي به منابع مالي، اين مشكلات را تشديد ميكند. يافتهها همچنين نشان ميدهند عدم مشاركت معلولان در فرايندهاي تصميمگيري و اجرايي به عوامل ساختاري و فردي بستگي دارد.
عنوان نشريه
اقتصاد و برنامه ريزي شهري
عنوان نشريه
اقتصاد و برنامه ريزي شهري
لينک به اين مدرک