• شماره ركورد
    1385778
  • عنوان مقاله

    بازتاب خشونت خانوادگي در قصه‌‌هاي عامۀ رايج در فرهنگ بختياري

  • پديد آورندگان

    ظاهري عبدوند ، ابراهيم دانشگاه شهركرد - پژوهشكده بختياري شناسي - گروه زبان و ادبيات فارسي

  • از صفحه
    247
  • تا صفحه
    285
  • كليدواژه
    قصه‌هاي عامۀ بختياري , روان‌ شناسي اجتماعي , خشونت خانوادگي , الگوسازي
  • چكيده فارسي
    در قصه‌‏ها، از طريق الگوسازي نمادين، نگرش ‌‏هاي مختص به خشونت خانوادگي، به مخاطب انتقال داده مي‌‏شود؛ بنابراين با بررسي آن‌‏ها، مي‏‌توان به نگرش‌‏هاي مختلف دربارۀ خشونت دست يافت. هدف از انجام اين پژوهش نيز بررسي خشونت خانوادگي، انواع، علل و عوامل كنترل آن، در قصه‏‌هاي عامۀ بختياري براساس نظريه‏‌هاي روان‏شناسان اجتماعي (با تأكيد بر نظريۀ معتقدان به منشأ اجتماعي پرخاشگري و يادگيري اجتماعي) است. روش گردآوري مطالب، اسنادي و جامعۀ آماري پژوهش، 139 قصۀ عامۀ مكتوب در فرهنگ بختياري است. بعد از استخراج صحنه‌‏هاي خشونت‏‌آميز، براساس چهارچوب نظري و اهداف پژوهش، آن‏‌ها را در چند مقولۀ كلي و  اصلي طبقه‌‏بندي كرده و در ادامه پس از شمارش و درصدگيري هر مقوله و زيرمقوله، به بررسي كيفي آن‏‌ها پرداخته‌‏ايم. نتايج پژوهش نشان‌‏دهندۀ اين است كه در اين قصه‏‌ها، بيشتر خشونت‌‏هاي كلامي ـ رواني بازتاب يافته است و اعضاي خانواده به دنبال وارد كردن آسيب‌‏هاي رواني و به مخاطره افكندن وجهۀ ديگري بوده‌‏اند. عامل خشونت‏‌هاي خانوادگي، بيشتر همسر/مادر و قرباني آن‏‌ها، بيشتر شوهر/پدر و دختر/خواهر بوده است. در اين قصه‏‌ها، عوامل اجتماعي و فرهنگي (مردسالاري، طمع، فريب، دروغ و خيانت) و روانشناختي (احساس حقارت، ناكامي و عصبانيت)، بيشترين نقش را در ايجاد خشونت‏‌هاي خانوادگي داشته‏‌اند. در اين قصه‏‌ها، دو نوع نگرش منفي و مثبت به خشونت خانوادگي وجود داشته است. در برخي از قصه‏‌ها، افراد خطاكار، با رفتار به شدت پرخاشگرانه مجازات شده‏‌اند كه نگرش به اين نوع خشونت‏‌ها، مثبت بوده است‏. اين امر سبب مي‏‌شود مخاطب به اين نتيجه برسد كه در برابر خطاي ديگران، خود نيز رفتارهاي پرخاشگرانه انجام دهد؛ بنابراين چنين نگرشي، مي‏‌توان باعث افزايش پرخاشگري شود.
  • عنوان نشريه
    فرهنگ و ادبيات عامه
  • عنوان نشريه
    فرهنگ و ادبيات عامه