• شماره ركورد
    1386239
  • عنوان مقاله

    غم غربت و كودكي و نوجواني در ديوان دانش مشهدي

  • پديد آورندگان

    صالحيان كبير ، عباس دانشگاه آزاد اسلامي واحد يزد , شهاب رضوي ، حسين دانشگاه آزاد اسلامي واحد يزد - گروه زبان و ادبيات فارسي , توكلي كافي‌آبادي ، عزيزالله دانشگاه آزاد اسلامي واحد يزد - گروه زبان و ادبيات فارسي

  • از صفحه
    47
  • تا صفحه
    64
  • كليدواژه
    غم غربت , كودكي و نوجواني , وطن , ميررضي دانش مشهدي
  • چكيده فارسي
    هدف اين پژوهش بررسي غم غربت و كودكي و نوجواني در ديوان ميررضي شاعر سرشناس قرن يازدهم در دوران حكومت سلسله صفويه است. دودماني كه با شرايطي كه بوجود آورد، بسياري از شاعران آن روزگار را به مهاجرت به هندوستان و تجربه دوري از وطن واداشت. غم غربت به عنوان يك حالت روان‌شناختي زماني روي مي‌دهد كه انسان با فقدان عنصري مادي يا معنوي دچار پريشاني و خلاء رواني گردد. دليل اين حس نوستالژيك كه همراه با حسرت نسبت به وقايع و اتفاقات گذشته است؛ مي‌تواند دلايل گوناگوني از جمله دوري از وطن، يادآوري گذشته‌هاي خوب، شور و نشاط جواني، از دست دادن عزيزان خود يا ديگر اتفاقات شيرين زندگي در گذشته باشد. با توجه به مهاجرت اجباري شاعر به خطه هندوستان و دوري از وطن اين احساس عاطفي غربت و يادآوري دوران جواني به شعر او حال و هواي احساسي‌تري بخشيده و حس تعلق به موطن و زادگاه را برجسته كرده است. مفهوم وطن در شعر او اگرچه فراتر از شهر و روستاي زادگاه است اما رويكرد او به وطن تماماً جنبه خاطرات فردي دارد و از احساس و خاطره جمعي و نوستالژي اجتماعي در ديوان او موردي مشاهده نمي‌شود. آنچه احساسات او را بر مي انگيزد، خاطرات خوش گذشته از زندگي در ايران و حسرت دوري از خاك وطن و اشتياق فراوان او در بازگشت به وطن و سرزمين آرزوهاست. روشي كه در اين پژوهش اتخاذ گرديده، توصيفي-تحليلي و مبتني بر ارزيابي كمي است. به اين گونه كه با مطالعه و گزينش اشعار بر اساس موضوع مورد بحث، طرز بيان و نحوه پرداخت او به غم غربت و خاطرات كودكي و نوجواني مورد بررسي قرار مي‌گيرد. مهاجرت و تبعاتي كه مي‌تواند در دوران ميانسالي و كهنسالي گريبانگير هر فردي باشد در اشعار ميررضي ديده و بدان پرداخته شده است. يادكرد گذشته در شعر او به زيباترين تصاوير ممكن با بضاعت شاعر، رخ نموده و البته كه تحسر و دريغ اندوهناكي نيز دارد كه مخاطب شاعر را تحت تأثير قرار مي‌دهد. در فرجام به اين نتيجه مي‌رسيم كه ميررضي در شعر خود با پرداختن به غم غربت و حسرت ناشي از دوري از وطن، بخش قابل توجهي از تعابير شعري خود را به آنها اختصاص و تجربياتي را كه كاملاً هم فردي است در شعر خويش بازتاب بخشيده است. شناخت شاعراني از اين طبقه بخشي از فرهنگ ملي ماست و دقت نظر در آثار آنان  در ارائه يك تصوير واضح از عصر شاعر بسيار سودمند تواند بود.
  • عنوان نشريه
    پژوهشنامه نقد ادبي و بلاغت
  • عنوان نشريه
    پژوهشنامه نقد ادبي و بلاغت