شماره ركورد
1388205
عنوان مقاله
ريشهيابي نظريۀ تجرد خيال سهروردي در آثار ابنسينا
پديد آورندگان
جعفري ولني ، علي اصغر دانشگاه شهيد مطهري - دانشكده الهيات و معارف اسلامي - گروه فلسفه و كلام اسلامي , اسدي فخر نژاد ، دنيا دانشگاه شهيد مطهري - دانشكده الهيات و معارف اسلامي - گروه فلسفه و كلام اسلامي
از صفحه
15
تا صفحه
36
كليدواژه
ابن سينا , سهروردي , معرفت شناسي , قوه خيال , خيال منفصل
چكيده فارسي
از سويي شيخ اشراق با پذيرش وجود قواي گوناگون براي نفس، و اينكه خيال را به عنوان قوه اي از قواي نفس مي داند، ديدگاهي همسو با نظر ابنسينا پيدا كرده است. ابنسينا، تمامي قواي مربوط به نفس، غير از قـوه عـاقله را مادي ميانگارند. لذا طبق مبناي ابنسينا، خيال علاوه بر اينكه خود داراي ماهيتي مادي است، منطبع در محل مادي نيز است. قوه خيال بر اساس عملكرد «تركيب و تفصيل»، صورتها و معاني لازم را براي عقل در جهت تحقق ادراك عقلي مهيا مي سازد. از سوي ديگر شيخ اشراق با انكار قوه خيال و متخيله به معناي مورد نظر ابنسينا، صورتهاي خيالي را صور معلق دانسته كه در محل و مكان منطبع نيستند؛ و اگرچه اين صورتها بعضاً در مظاهري ظهور مي يابند، اما اين مظاهر نبايد محل و مكان آن صور پنداشته شود. يعني سهروردي ادراك خيالي را مانند همه ادراكات به علم حضوري نفس تحويل مي كند. درواقع سهروردى با وجود تبعيت از ابن سينا در جسماني بودن خيال، صورتهاي خيالى را مجرد، باقى و موجود در مثـال اكبـر (خيال منفصل) مى داند. هرچند قوه متخيلـه را مادى قلمداد مي كند و ميان مـدرك و مدرك قائل به سنخيت نبوده و معتقد است كه نفس به مشاهده صورتهاي خيالى در مثال مي پردازد. ازاينرو به نظر مي رسد سهروردي، گرچه ديدگاهي همسو با نظر ابنسينا پيدا كرده، اما در عين حال از چند جهت ديگر در بحث خيال از ابنسينا فاصله گرفته است. نگارنده در فرايند پژوهش به اين نتيجه رسيده است كه شالوده سخن سهروردي در قالب ملاحظات انتقادي او در اين بحث، ريشه در سخنان ابنسينا دارد؛ چراكه خود شيخ، هرچند نه به نحو تفصيلي و سازمانيافته، بلكه به نحو اجمالي، در برخي آثار خويش مانند كتاب المباحثات و طبيعيات شفاء به مجرد بودن خيال به عنوان مبناي انتقادات توجه داشته است.
عنوان نشريه
فلسفه
عنوان نشريه
فلسفه
لينک به اين مدرک