شماره ركورد
1390158
عنوان مقاله
ارزيابي مباني هرمنوتيكي آيت الله جوادي آملي و اسما بارلاس در تفسير «واضربوهن»
پديد آورندگان
خاني ، زهرا دانشگاه اديان و مذاهب , سهرابي فر ، وحيد دانشگاه اديان و مذاهب
از صفحه
57
تا صفحه
82
كليدواژه
مباني هرمنوتيكي فهم , مؤلفمحوري , واضربوهن , جواز ضرب , جوادي آملي , بارلاس
چكيده فارسي
بررسي سير تاريخ تفسير در زمينه زنان، مبين تغييراتي در عرصه فهم و تفسير قرآن است. يك جنبه از تغييرات، توجه به فهم و شرايط وجودي حصول آن تحت عنوان مباني هرمنوتيكي است. همچنانكه تفاسير، متأثر از تحولات فرهنگي-اجتماعي در زمينه موضوع نيز تغيير پيدا كردند. از مهمترين اين تحولات، نگرشهاي فمينيستي است. برخي همچون اسما بارلاس به دنبال پاسخ به مطالبات فمينيستي با استفاده از خوانش متفاوت از قرآن برآمدهاند؛ خوانشي كه اصل برابري و نفي مردسالاري را آموزه حقيقي قرآن ميداند. در مقابل، بعضي مانند آيتالله جواديآملي با تمركز بر مسئله زنان در تفسير قرآن، در پيِ ارائه پاسخهاي جديد، متناسب با تحولات عصري هستند؛ نه برآوردهسازي مطالبات فمينيستي. بررسي تطبيقي اين دو نگرش، با هدف ارزيابي ميزان تاثيرگذاري مباني هرمنوتيكي مفسرين بر فهم آنان از آيات، ضرورت اين تحقيق را نشان ميدهد. از آنجا كه جواز ضرب زنان در آيه 34سوره نساء از چالشيترين موضوعات در زمينه زنان است، مباني هرمنوتيكي ديدگاه آيتاللهجوادي آملي و بارلاس در تفسير«واضربوهن»، با روش توصيفي–تطبيقي، مورد ارزيابي قرار ميگيرد. ناظر به مؤلفمحوري و وضع الفاظ براي روح معاني نزد علامه جواديآملي، ممكناست آيه مناسب با ساختار نظام زندگي قبيلگي باشد نه ساختار زندگي مدني، در نتيجه ميتوان مفهومي از ضرب را متناسب با هدف آيه و فرهنگ هر عصر بر فعلي مانند زدن حمل كرد. درحاليكه بارلاس با اعتقاد بر تعدد معنايي قرآن و استفاده از رويكردهاي جديد، به برخي از مباني هرمنوتيكي خود مانند مؤلفمحوري پايبند نميماند و اين امر به تحميل آراي او بر قرآن ميانجامد.
عنوان نشريه
حكمت اسرا
عنوان نشريه
حكمت اسرا
لينک به اين مدرک