• شماره ركورد
    1390512
  • عنوان مقاله

    عوامل خطر سرطان كولوركتال:مطالعه مورد شاهدي در شمال ايران

  • پديد آورندگان

    شكرريز ، رامين دانشگاه علوم پزشكي مازندران - مركز تحقيقات سرطان دستگاه گوارش , رودباري ، نشاط دانشگاه علوم پزشكي مازندران - مركز تحقيقات سرطان دستگاه گوارش

  • از صفحه
    135
  • تا صفحه
    144
  • كليدواژه
    سرطان كولوركتال , عوامل خطر , سبك زندگي , تغذيه
  • چكيده فارسي
    سابقه و هدف: سرطان كولوركتال يكي از مشكلات جدي و پرهزينه در بخش سلامت انسان در كل جهان به‌ويژه كشورهاي در حال توسعه مانند ايران است. اين بيماري كه سومين سرطان شايع در دنيا است در مناطق جغرافيـايي و اقوام مختلف شيوع بسيار متفاوتي داشته و نيز ارتباط نزديكي با سبك زندگي دارد. در نتيجه بررسي‌هاي دقيق در مناطق مختلف و بر روي افراد با تنوع نژادي و قوميتي مي‌تواند به بهبود سلامت عمومي افراد كمك كرده و استراتژي‌هاي مناسبي براي كاهش ابتلا به سرطان كولوركتال ارائه كند. باتوجه به افزايش شيوع اين بيماري، شناسايي عوامل خطر مرتبط در مناطق با شيوع بالاي سرطان‌هاي گوارشي به‌‌ويژه شمال كشور از اهميت زيادي برخوردار است. بنابراين اين مطالعه به شناسايي عوامل خطر مرتبط با سرطان كولوركتال (بيماري‌هاي زمينه‌اي، عادات تغذيه‌اي، فعاليت فيزيكي) در بيماران مراجعه‌كننده به مركز جامع سرطان مازندران در مقايسه با گروه شاهد پرداخت. مواد و روش‌ها: در اين مطالعه مورد شاهدي، 123 بيمار مبتلا به سرطان كولوركتال با تاييد پاتولوژي مراجعه‌كننده به بيمارستان امام خميني(ره) ساري و 100 شاهد از افراد مراجعه‌كننده به بيمارستان، بدون علائم گوارشي و به‌صورت تصادفي براساس معيارهاي ورود و خروج براي سن، جنسيت و قوميت انتخاب شدند. داده‌هاي هر شركت‌كننده ازطريق مصاحبه‌هاي شخصي با استفاده از پرسشنامه‌هاي طراحي شده و پرسشگر آموزش ديده به دست آمد. يافته‌ها: بر اساس يافته‌هاي مطالعه حاضر، از نظر جنسيت در بين افراد دو گروه اختلاف معني‌داري وجود نداشت (0/084P=). هم‌چنين اگرچه ميانگين شاخص توده بدني بيماران بيشتر از گروه شاهد بود (گروه شاهد4/01±26/64 و گروه مورد 6/48±27/99 كيلوگرم/مترمربع) اما اختلاف معني‌داري بين دو گروه وجود نداشت. در مجموع دو گروه در شيوع كلي بيماري زمينه اي تفاوت معني‌داري را نشان ندادند. سابقه مصرف دارو نيز نشان داد كه بيماران مصرف اسيد فوليك، ويتامين D و داروهاي ضد فشار خون بيش‌تري داشتند. از طرفي سابقه مصرف دخانيت و الكل در دو گروه نشان داد كه اختلاف معني‌داري در ميزان مصرف سيگار، قليان و اوپيوم در بين دو گروه وجود ندارد. نتايج فعاليت ورزشي نشان داد كه افراد گروه شاهد به‌طور معني‌داري داراي فعاليت‌هاي ورزشي بيش‌تري هستند. هم‌چنين توانايي بيماران در پياده روي در مسافت بالا به‌طور معني‌داري نسبت به افرار غير بيمار كم‌تر بود. فركانس مصرف مواد غذايي پروتئيني بيانگر اين نكته بود كه بيماران مصرف گوشت قرمز، مرغ، ماهي، غذاهاي فرآوري شده بيش‌تري دارند. فركانس مصرف سبزيجات نيز حاكي از اين بود كه مصرف سبزيجاتي مانند كاهو، سبزي خوردن تازه و پياز در بيماران كمتر از گروه شاهد است. استنتاج: وجود سابقه خانوادگي سرطان، بيماري‌هاي زمينه‌اي مانند فشار خون و هايپرليپيدمي، شاخص توده بدني بالا و تحرك كم، مصرف بالاي پروتئين‌هاي حيواني و مصرف كم سبزيجات از عوامل خطر سرطان كولوركتال در مطالعه حاضر بودند. بنابراين اصلاح سبك زندگي و رواج تغذيه سالم، همچنين فعاليت فيزيكي، بايد مورد توجه سياست‌گذاران سلامت قرار گيرد. غربالگري افراد با سابقه خانوادگي مثبت نيز از جمله راهكارهاي مناسب جهت كاهش بار اين نوع بدخيمي مي‌تواند باشد.
  • عنوان نشريه
    مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران
  • عنوان نشريه
    مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران