شماره ركورد
1390524
عنوان مقاله
اثر آني خود رهاسازي مايوفاشيال و كشش ايستا عضله دوقلو و فاشيا كفپايي در زنجيره سطحي خلفي بر دامنه حركتي و درد مزمن گردن: يك كارآزمايي باليني كنترل شده
پديد آورندگان
بهنامپور ، مرضيه دانشگاه شهيد بهشتي , براتي ، اميرحسين دانشگاه شهيد بهشتي - گروه بازتواني و تندرستي , جعفري ، بهروز دانشگاه تهران - دانشكده تربيت بدني - گروه طب ورزش و بهداشت , بهراميان ، مهرداد دانشگاه جورجيا شمالي - گروه فيزيوتراپي
از صفحه
27
تا صفحه
39
كليدواژه
رهاسازي ميوفاشيال , گردن درد , دامنه حركتي , كشش ايستا , زنجيره عضلاني سطحي خلفي
چكيده فارسي
سابقه و هدف: بدن انسان يك واحد يكپارچه و هماهنگ است و به گونهاي فعاليت ميكند كه هر جزء آن ميتواند در كل سيستم تأثيرگذار باشد. در علوم جديد با يك ديد كلي به بدن نگاه ميشود و در صورت بروز اختلال در هر قسمت بدن، به همراه درمان علائم، به درمان منبع ايجادكننده اختلال كه اصولا در نقطهاي دورتر از محل اختلال است، نيز پرداخته ميشود. هدف اين پژوهش تاثير آني خود رهاسازي (ماساژ با فوم رولر) و كشش ايستاي عضله دوقلو و فاشيا كفپايي در زنجيره سطحي خلفي بر دامنه حركتي و درد مزمن گردن ميباشد. مواد و روشها: در اين كارآزمايي باليني تصادفيشده از 32 آزمودني با دامنه سني 40-30 سال مبتلا به درد گردن مزمن غير اختصاصي استفاده شد. افراد بهصورت تصادفي به دو گروه مساوي كنترل (16 نفر) و مداخله (16 نفر) تقسيم شدند. گروه مداخله رهاسازي و كشش را بهترتيب با فوم رولر و باند انجام دادند و گروه كنترل نيز تمريني دريافت نكردند. پيش و پس از پروتكل تمريني، ميزان دامنه حركتي گردن در صفحه ساجيتال بهوسيله گونيامتر و ميزان درد بهوسيله مقياس آنالوگ بصري درد مورد بررسي قرار گرفت. تجزيه و تحليل دادهها با روش آماري تيزوجي و آزمون آنكووا در سطح معنيداري 0.05 با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد. يافتهها: آزمون تحليل كوواريانس نشان داد كه تفاوت معنيداري بين دو گروه مداخله و كنترل در متغير ميزان درد گردن (0.001=P)، دامنه حركتي گردن در صفحه ساجيتال شامل فلكشن گردن (0.001=P) و اكستنشن گردن (0.001=P) افراد مبتلا به گردن درد مزمن وجود داشت. نتايج آزمون تيزوجي نشان داد كه در گروه مداخله پيش و پس از شركت در دوره تمرين كششي همراه با آزاد سازي مايوفاشياي عضلات دوقلو و كفپايي، اختلاف نمرات پيشآزمون و پسآزمون در متغيرهاي ميزان درد گردن، دامنه حركتي فلكشن و اكستنشن گردن معنيدار بوده است (0.001=P)، اما اين اختلاف در گروه كنترل بين مرحله پيش و پسآزمون تفاوت معنيداري نداشت(05.0 P). استنتاج: بر اساس يافتههاي مطالعه حاضر به نظر ميرسد كه استفاده از مداخلات خود رهاسازي و تمرينات كششي در پشت ساق و كف پا باعث افزايش دامنه حركتي و كاهش درد گردن ميشود. اين نتايج نشان از انتقال تنش در زنجيره عضلاني سطحي خلفي دارد، اين زنجيره از فاشياي كفپايي تا عضلات جلويي جمجمه توسعه يافته و اعمال مداخله در هر قسمت اين زنجيره، بر كل اين مسير تاثير ميگذارد. با بهرهگيري از اين روش در شرايطي كه فرد گردن درد حاد دارد يا به هر علت امكان مداخله در ناحيه گردن وجود نداشته باشد، ميتوان مداخلاتي در مسير اين زنجيره عضلاني اعمال و نتايج آن را در گردن مشاهده كرد. در سالهاي اخير اين مبحث مورد توجه محققين زيادي واقع شده است و شاهد مقالات بسياري در اين حوزه هستيم و به صورت آزمايشگاهي و مطالعه بر روي جسد وجود زنجيره عضلاني سطحي خلفي ثابت شده است. در بالين نيز براي انتقال تنش در زنجيرهاي عضلاني علتهايي چون خاصيت ويسكوالاستيك بافت، گيرندههاي عصبي و تغيير امولسيون ماتريكس خارج سلولي بيان شده است، ولي هنوز به صورت دقيق علت اين انتقال تنش در بافت فاشيا به صورت يك جعبه سياه باقي مانده است. شماره ثبت كارآزمايي باليني : 2N20200209046422IRCT
عنوان نشريه
مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران
عنوان نشريه
مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران
لينک به اين مدرک