عنوان مقاله :
مقايسه انعطافناپذيري شناختي و سبكهاي حلمساله در دانشجويان داراي نشخوار فكري و بدون نشخوار فكري
عنوان فرعي :
Cognitive inflixibility and problem solving styles among ruminative and nonruminative students
پديد آورندگان :
نوفرستي ، اعظم نويسنده عضو هييت علمي جهاد دانشگاهي دانشگاه خوارزمي , , پرهون، هادي نويسنده دانشجوي دكتري روان شناسي سلامت، دانشگاه خوارزمي , , مراد مومني، خدا نويسنده دانشيار گروه روانشناسي دانشگاه رازي كرمانشاه ,
اطلاعات موجودي :
فصلنامه سال 1393 شماره 63
كليدواژه :
سبكهاي حل مساله , انعطاف ناپذيري شناختي , نشخوار فكري
چكيده فارسي :
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقايسه انعطافناپذيري شناختي و راهبردهاي حلمساله در دانشجويان داراي نشخوار فكري و بدون نشخوار فكري اجرا شد. روش: اين پژوهش از حيث هدف بنيادي و از نظر شيوه جمعآوري دادهها توصيفي است. جامعه آماري پژوهش را تمامي دانشجويان دانشگاههاي دولتي شهر تهران تشكيل ميدادند كه بعد از انتخاب تصادفي چهار دانشگاه ، 400 دانشجو با روش نمونهگيري دردسترس انتخاب و مقياسهاي سبك پاسخدهي و افسردگي بك براي آنها اجرا شد. بعد از تحليل اوليه، 60 نفر به عنوان نمونه هدف انتخاب و به دو گروه نشخواركننده و غيرنشخواركننده تقسيم شدند. در مرحله بعد آزمون گنجينه لغات، كارتهاي ويسكانسين و پرسشنامه سبكهاي حل مساله اجرا شد. نتايج با استفاده از آزمونهاي آماري تحليل كوواريانس چندمتغيره و تحليل واريانس تحليل شد. يافتهها: يافتهها نشان دادند كه از نظر خطاي درجاماندگي و شكست در حفظ مجموعهسازي افراد داراي نشخوار فكري و بدون نشخوار فكري تفاوت معناداري دارند. همچنين بين گروهها فقط در راهبرد درماندگي و مهارگري تفاوت معنادار وجود دارد و در ساير راهبردهاي حل مساله دو گروه تفاوت معناداري ندارند. نتيجهگيري: با استفاده از درمان درجاماندگي ميتوان نشخوار فكري و افسردگي را كاهش داد، بنابراين درمانگران با يافتن فنوني براي افزايش انعطافپذيري شناختي و آموزش آن به بيماران ميتوانند افقهاي تازهاي در برابر درمان افسردگي ايجاد كنند.
چكيده لاتين :
Introduction: This study attempted to compare cognitive inflexibility and problem solving styles in ruminative and non-ruminative students. Methods: This fundamental study was a descriptive investigation from the date collection points of view. The sample was randomly selected from among all the universities in Tehran. 400 students were selected through available sampling. The Response Style Questionnaire and Beck Depression Inventory were the instruments used. Following the initial analysis, 60 subjects were selected and assigned to two subgroups of ruminative and non-ruminative. After 2 weeks, in the phase, the vocabulary subscale of wechsler, Wisconsin Card Sorting Test and Problem Solving Style scale were administered to both groups. Results were analyzed using the statistical analysis of covariance and multivariate analysis of variance. Results: There were significant differences between ruminators and non-ruminators in perseveration error. With the view of the attention to mean differences, ruminators had more perseveration error than non-ruminators. Findings revealed no significant differences between the male and female subjects with regard to perseveration error. Moreover, the interaction between sex and rumination had no significant effect on perseveration error. Conclusion: Rumination and depression seem to be possibly reduced following the treatment of perseveration. Introducing effective techniques to increase the cognitive flexibility and optimizing patient education may propose new perspectives in the management of depression.
عنوان نشريه :
تازه هاي علوم شناختي
عنوان نشريه :
تازه هاي علوم شناختي
اطلاعات موجودي :
فصلنامه با شماره پیاپی 63 سال 1393
كلمات كليدي :
#تست#آزمون###امتحان