شماره ركورد
961317
عنوان مقاله
تحول تفكر سياسي در گفتمان پسامدرن
پديد آورنده
انصافي مصطفي
سازمان
دانشآموخته كارشناسيارشد انديشهسياسي، دانشكده علوم سياسي دانشگاه تهران
تعداد صفحه
20
از صفحه
51
تا صفحه
70
كليدواژه
تكثرگرايي , سياست پسامدرن , ضديت با مبناانگاري , گفتمان پسامدرن , نفي فراروايتها
چكيده فارسي
گفتمان سياسي پسامدرن، كار خود را با نقد مدرنيته سياسي آغاز ميكند. مدرنيته سياسي بدنبال يافتن مبناي استوار و بديهي براي مفاهيم سياسي مدرن بود و سرانجام آن مبنا را در شناختشناسي عقل باورانه و جهانشمول روشنگري يافت. اتصال مفاهيم سياسي مدرن با شناختشناسي روشنگري باعث شد تا به نام عقلانيت برداشتي يگانه و عام از اين مفاهيم بهوجود بيايد. حاصل اين كار طرد (ديگراني) بود كه خارج از چارچوب اين مفاهيم قرار داشتند، از اينرو به طرد و حاشيهسازي (تفاوتها) منجر شد. اشتباه عمده سياست مدرن در اين نكته نهفته است كه براي مفاهيم سياسي، جستجوي شالودهها و مباني بديهي است و دست آخر آن شالودهها را در شناختشناسي عقلباورانه و جهانشمولگراي روشنگري يافت. همين مسيله دليلي شد تا براي هريك از مفاهيم سياست مدرن (مثل آزادي، حقوقبشر، عدالت) تنها يك تعريف علمي و صادق وجود داشته باشد. گفتمان سياسي پسامدرن، در مقابل با نفي هرگونه ذاتگرايي و مبناانگاري رو بهسوي مسيوليتطلبي نسبت به ديگري و گسترش افقهاي برابرطلبي دارد. در حوزه سياسي، گفتمان پسامدرن، منادي گذار از فراروايتهاي سياسي مثل، ايديولوژيهايي همچون ماركسيسم، ليبراليسم، سوسياليسم، ناسيوناليسم و مكاتب سياسي است كه ادعاي رهاييسازي، سعادت و خوشبختي انسان را دارند.
سال انتشار
1396
عنوان نشريه
پژوهش ملل
عنوان نشريه
پژوهش ملل
لينک به اين مدرک